×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : شنبه, ۱۶ فروردین , ۱۳۹۹  .::.   برابر با : Saturday, 4 April , 2020  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر

به نام خدا

من نشستم ز‌طلب

بر مَرکبِ اندیشه های خاموش؛
پروردگار صلح و آرامش؛ امروز کردار مرا رهنماست..

آوای زاگرس :در روز های اخیر که همه هموطنان درگیر بیماری و بلای فراگیر کرونا بودند مطلبی با تیتر انتخابات در زمان امام علی علیه السلام مطرح شد از آنجا که تاریخ همچون اعتقادات همیشه از سوء استفاده ها و انحرافات در امان نبوده و نیست لازم شد از باب هم اندیشی و باز بودن در نقد نکاتی را با هم مرور کنیم

در آن مطلب با مقایسه شورای خود خوانده سقیفه با انتخابات هایی که هر چهار سال یکبار برگزار میشود اشاره شده بود که عده ای خواص و مردم با انتخاب نادرست خلفای سه گانه به منصب خلافت مسلمین دچار اشتباه و انحراف تاریخی شدند در غیر مشروع و غاصب بودن آن سه نفر شکی نیست اما لازم و بلکه حیاتیست که ذکر چند نکته را داشته باشیم
در دین مبین و سراسر رحمت اسلام یکی از منابع استنباط و استخراج احکام دین اجماع هست که بعد از شهادت پیامبر مهربانی ها عده ای مهاجرین و انصار دور هم جمع شدند تا به قول خود جانشینی برای پیامبر اکرم صل الله علیه و آله وسلم تعیین کنند . در ماجرای شورای سقیفه اهل سنت برای مشروعیت بخشیدن به حاکمیت و خلاقت غیر مشروع خود به اصل اجماع استناد کردند این در حالی بود که دادن خلافت یه ابوبکر مورد رضایت توده مردم و خواص نبود حتی بعد از انتخاب ابوبکر به خلافت ایشان نزد ابوقحافه پدر پیر خود میرود و با خوشحالی به ایشان خبر خلیفه شدن خود را به پدر میدهد و می گوید علی بن ابیطالب جوان و کم تجربه بود و توانایی اداره حکومت اسلامی را نداشت و من چون بزرگ تر بودم خلافت نصیبم شد ابوقحافه پدر ابوبکر گفت خوب با این استدلال من هم از شما بزرگ ترم پس حکومت را به من بدهید آری هدو سبب خیر شود اگر خدا خواهد آن جمع متشکل از عده ای خواص و انصار را هم نمیتوان شورا نام نهاد چرا که لفظ شورا یعنی جمعی که با رای و نظر مردم تعیین گردند عمر تعیین خلافت را به جمع شش نفره کشاند آن شش نفر علی بن ابیطالب علیه السلام عثمان بن عفان سعد بن ابی وقاص طلحه بن عبیدالله خود عمر و ابوبکر بودندعمر شخصی به نام زید بن انصاری را به عنوان ناظر بر تعیین خلیفه تعیین کرد و گفت اگر از این شش نفر چهار نفر موافقت کردند و دو نفر مخالفت گردن آن دو نفر را بزن اگر سه نفر رضایت دادند و سه نفر مخالفت کردند گردن آن سه نفری را که عبدالرحمن بین شان نیست را بزن و اگر سه روز گذشت و هیچ کدام رضایت ندادند گردن هر شش نفر را بزن بدعت و انحراف بزرگی را که این سه نفر در تاریخ به وجود آوردند این بود که با سوء استفاده از یکی اصول استنباط احکام دین انحراف و شکاف بزرگی را به بهانه و به نام انتخاب خلیفه ایجاد کردند اینان هم در امامت عامه هم در امامت خاصه بحث اجماع را که صحیح بودن توافق مردم را اثبات میکند با هدف تقابل با عقیده شیعه و نفی نیاز به وجود امام معصوم را مطرح کردند در حالیکه بحث امامت فقط در حاکمیت خلاصه نمی شود و به قول مرحوم استاد شریعتی این کار خلفای سه گانه مثل این می ماند که مردم یک شهر که نیاز به یک متخصص قلب دارند بیایند و اجماعی انجام دهند و با نظر خود فردی را به عنوان پزشک متخصص قلب شهر خود معرفی کنند و این امر یک کار غیر عقلانی و نامشروع است نه عقل آن را میپسندد نه مشروعیت سیاسی دارد و تعمیم این بدعت و انحراف به هر مساله و زمینه دیگری چیزی جز سوء استفاده از اعتقادات برای رسیدن به منافع و مطامع فردی و گروهی نیست علامه مظفر ۱۷ روایت متواتر و مشهور در این زمینه ذکر میکند واقعه انذار عشیره ، پیمان اخوت ، غزوات خندق و خیبر ، خاصف نعلین و مسدود کردن درب خانه تمام اصحاب به مسجدالنبی جز خانه علی علیه السلام و حضرت فاطمه الزهرا و…….. آیه ۵۵ سوره مائده ۳۳ احزاب و ۶۱ آل عمران هم در قرآن به همین واقعیت تاریخی اشاره دارد .
نقطه غم انگیز و اوج این ماجرای تاریخی اینجاست که ما را بیشتر به حقیقت امر آگاه میکند وقتی حصرت علی علیه السلام با بنی هاشم شروع به آگاهی بخشی و درد و دل میکند و میفرمایند اگر در میان شما از قوم تان یعنی قریش پیروی کنید هیچ گاه عمارت به شما نمیرسد حضرت قبل از اینکه خروجی جمع اعلام شود به عباس فرمود خلافت از ما گرفته شد عباس پرسید چطور از کجا متوجه شدید حضرت فرمود عثمان در کنار من قرارداده شده
و عمر گفته با اکثریت باشید اگر دو نفر به یک نفر و دو نفر دیگری شخص دیگری راضی شدند با دسته ای باشید که عبدالرحمن بن عوف بین آنهاست چرا که عثمان و عبدالرحمن با هم نسبت فامیلی نزدیک داشتند سعد بن ابی وقاص با پسر عمویش عثمان مخالفت نمیکند عبدالرحمن هم با عثمان بن عفان مخالفت نمیکند پس یا عبدالرحمن خلافت را به عثمان میدهد یا عثمان خلافت را عبدالرحمن حتی اگر دو نفر دیگر هم با من باشند فایده ای ندارد در واقع این یک بازی پلید سیاسی از پیش تعیین شده بود رای گیری و انتخاباتی در کار نبود یعنی از این شش نفری که بدون نظر مردم به قول خودشان به عنوان شورای تعیین خلیفه تعیین شدند پنج نفرشان هم نظر بودند و این وسط حضور اجباری حضرت فقط جهت ظاهر سازی و فریب مردم بود آن پنج نفر هم اکثریت با هم نسبت فامیلی داشتند و بنا به همان تعصب عربی آن روز و اختلافاتی که قبل از ظهور اسلام بین قبایل اوس خزرج و خود بزرگان و مردم قریش بود هدف شان فقط خارج کردن قدرت حاکمیت از دست امام معصوم و حجت خدا بود همان طور که ابوسفیان گفته بود قدرت را مثل توپ به هم پاس دهید و اجازه ندهید به دست بنی هاشم بیفتد .

به قول شاعر

کانکه طرح بیعت شورا فکند

خود همانجا طرح عاشورا فکند

چرخ در یثرب رها کرد از کمان

تیر اندر نینوا شد برنشان

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.