×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : جمعه, ۱۲ آذر , ۱۴۰۰  .::.   برابر با : Friday, 3 December , 2021  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر

خدایا شروع سخن نام توست،وجودم به هر لحظه آرام توست.

نامه انتقادی جوان گشینی خطاب به سید قدرت الله حسینی پور

به گزارش آوای زاگرس جناب آقای سید قدرت الله حسینی پوراین روزا شور انتخاباتی خواه و ناخواه هر کسی را درگیر خود میکند وخدا را شکرهمه از نامزدهای انتخاباتی آگاهی کامل دارند،حضرت عالی از این قاعده نیز مستثنی نیستید و کاندید انتخابی بنده و سایرین در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی بودید(۲۴/۱۲/۸۶).
و بعد از دو دوره با شعار کامبک و لقب مختار پا به میدان سیاست گذاشتید.به راستی اگر بخواهید خود را همانند مختاربن ابی عبید ثقفی معرفی کنید بسیار مَزحک آمیزهست.مُختار کسی بود که به خونخواهی امام حسین(ع) برخواست،مُختار همان کسی بود که میزبان سفیر امام حسین(ع)بود،مُختار همان کسی بود که تیغ تیزشمشیر عبیدالله بن زیاد برق بُرنده چشمانش را زد اما آتش انتقام در درونش خاموش نشد.مُختار دنبال عدالت بود نه خلافت! آقای سید قدرت الله حسینی پور! در درون خود چه دیده اید که فیلتان یاد هندوستان کرده!حالا آقای حسینی پور شما کدام یک از این خصوصیات را دارید!که ادعای خلافیت میکنید،شما می خواهید به بی عدالتی و تبعیض پایان دهید،شما که خود نمونه بارزی از بی عدالتی و تبعیض،و نُخبه کُشی هستید.یادتان رفته سید،،،،بی عدالتی که شما در حق جوانان این استان بخصوص شهرستان باشت در زمان مسئولیت خود در حوزه آموزش و پرورش و با آن افکار پوسیده تان و با آن مدیریت ضعیفتان کرده اید. یادمان نرفته…سید….می گوید باشت را شهرستان کرده ام شاهکار کردید ،چرام هم شهرستان شد،بهمئی هم شهرستان شد،بوستان هم شهر شد.اگر لیاقت داشتید دوباره انتخاب میشدید.آیا اشتغال ایجاد کرده اید شما که دوره خودتان ،مجلس از حزب اصولگرای خودتان بود توان آوردن یک مسئول کشوری که از نزدیک شاهد پتانسیل های این خطه باشد را نداشتید.با چه قیمتی وقت خود را در مجلس به حراج گذاشتید شما که مدافع حقوق مردمت بودید آیا ارزششو داشت،آیا حواستان به مشکلات جوانان این شهرستان بود.

مَن یک جوان گشینی ام…..
خدا شاهده که در دوره هشتم به جنابعالی رای داده ایم،اما دیگر گذشت و حاضر نیستیم بنویسیم سید قدرت الله حسینی،که بیاید وبه طایفه ام وعده کِذب و دروغین دهید،به راستی سید جاده کوه دهک یادت هست،میگویند شما کُلنگ آن را زده اید…کریم شهر مَن هم میتواند کُلنگ بزند.آری فکر کنم خوب یادته روزایی که به بهانه احداث جاده ریش سفیدان وسران طایفه ام رابه بالای کوه دهک میبردی و جلویت گاو و گوسفند قربانی میکردند،و حضرت عالی با لبخند به ریش آنان میخندیدی.و با خود فکر میکردی جاده را از بالا بزنم یا از پایین به بالا.سید به خدا حقیقت تَلخ هست،سید،!طایفه گشین فراموش نمیکند بد عهدی های شما را.طایفه من گشین قدردان مَردی هست که ادعای خلافیت نمی کند ادعای حقانیت می کند.طایفه من گشین قدر دان مَردی هست که ظهر تابستان با پای پیاده به کَپر پیرزنی رفت که آب آشامیدنی برای شُرب نداشتند و برای آمدن از شهر باید از کوه و کَمر میامدند.و ازنزدیک شاهد درد و رنج مردمان طایفه ام بوده! جناب دکتر تاجگردون بعد از روزگاری وبا احداث جاده کوه دهک کاری کرد کارستان،بهتون پیشنهاد میکنم این روزا برای تفریح هم که شده به آنجا بروید.آری ..سید مکانی را که بروی آن برای حضرت عالی گوسفند قربانی می کردند..زادگاه دو شهید والا مقام طایفه گشین بود.طایفه من گشین قدردان مردی هست، که قدر جوانان نُخبه و تحصیل کرده طایفه ام را دانسته و مهمترین پُست های استانی و شهری را به آنان داده تا از گشین بودن خودمان احساس غرور و سربلندی کُنیم.بخدا لَقب مُختار برایت خیلی سنگین هست و با یدک کِش هم نمی توان کشیدش..آقای حسینی عملکرد جنابعالی را خود گوگل به سختی جستجو میکند چه برسه که بخواهید از آن دفاع کنید،کدام عملکرد.بخدا شرم بر شماها باد که خود را با دکتر تاجگردون مقایسه میکنید.با چه رویی دوباره می خواهید به جمع طایفه گشین قدم بگذارید،با کدام وعده دروغین دیگر..سید…تو را به جَدت بَس است.
همین کسانی که امروز به اسم طایفه بزرگ گشین برای شما همایش برپا می کنند چهره های آشنا و مهره های سوخته ای هستند،که در دوره شما از بی عدالتی و تبعیض بهره کلان برده اند.به دلتان دل گرمی و اُمید راه ندهید،طایفه بزرگ گشین با توان(نود ۹۰ درصدی )خود قدر دان مردی هستند که صدای گریه مادرانمان و موی سفید پدرآنمان را به مزحکه نگرفته…..
سید…..کسی نیست جزء دکتر غلامرضا تاجگردون.
آقای سید قدرت الله حسینی پور،فَریب سیاهی تصاویر،و پُر شدن صندلی های خالی را نخورید به راستی که امثال شماها در سیاه بازی استادن.سید،آیا به همین زودی بازی خودتان یادتان رفته،چه زیبا بیان می کردید مَردم عقلشان در درون چشمانشان هست….به راستی …و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین..
به راستی این لبخند چیست که برلب دارید…این کلام مُختار ثَقفی را باید با طلا نوشت…در سیاست گاهی یک لبخند به اندازه چندین لَشکر فتوح دارد.وسلام.

جوان حامی ولایت ورهبری طایفه بزرگ گشین.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.