×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

آوای زاگرس :یادداشت//به قلم مسعود گشتاسب

.

اعتبار نامه تاجگردون را پیرمرد و پیرزن پیچابی و باباکلانی تایید کرد .
عده ای همواره افتخار کرده اند که روشنفکر نیستند ، کتاب نمیخوانند ، مقاله نمی نویسند و به قول خویش ، مرد عمل هستند و ما نیز فقر اطلاعاتشان را به رخ کشیده ایم و به آنان خندیده ایم و به تاجگردون افتخار کرده ایم .
تاجگردون بر خلاف عده ای که بدنبال مهندسی قدرت هستند و شعار ساختن و شعار دادن ،
از سوی مردمانش سه باره و با قاطعیت برنده و راهی مجلس میشود .
حال عده ای که در واپسین روزهای ثبت نام با چراغ های خاموش به سوی فرمانداری ها رفتند و نام خویش را به نجوا در گوش مسئولان ثبت نام خواندند و از روز اول با پرونده سازی های واهی بدنبال ردصلاحیت تاجگردون ها بودند و پس از تایید شورای نگهبان هنوز از شوک درنیامده بحث اعتبارنامه را مطرح میکنند و آنانی که امروز در میان هم جناحی های خویش هم جایی ندارند ، ترسیده اند و چون دفاعی ندارند به فکر تنش هستند و تشویش .
ترس ، نه عیب است و نه فحش اما خبط است و خطا .
حداقل در اینجا ، جایی که قرار است مفهوم سیاست مداری از خویش صیانت کند . حال خود را شیفتگان خدمت مینامند و مردان انقلاب اما بر خلاف اخلاق سنتی ، در اخلاق مدرن سیاست ورزی را عین اخلاق میدانند ، با دمیدن روح ریاکاری و تسری اخلاق سنتی از سوی اینان ، به سیاست مدرن ، نه تنها موجب اخلاقی شدن آن نمیشود بلکه به فرجامی غیر اخلاقی می انجامد .
در نبود احزاب سیاسی ، میل قدرت طلبی اینان در پوستین قدرت ستیزی پنهان میشود و مبارزه با این عمل ضد اخلاقی جز از عهده اخلاق مدرن بر نمی آید و وجود احزاب سیاسی ،
چرا که احزاب ، سیاستمدار پرورش میدهند ، سیاستمدارانی که مردان عصر آرامش هستند و نه تنش .
و حال که پوپولیسم این سیاستمداران پایان می یابد در مسیر تنش قرار میگیرند و اینان یا باید تن به عزلت دهند و محافظه کارانه زیر لب جملات قصار تکرار کنند و یا به دنبال تنش و حمله باشند .
زور و شجاعت تاجگردون در زبان و سوادش است و اهل مذاکره و گفتگوست و آنقدر بزرگ ، مستقل و صریح که اتهام سازشکاری به او نمیچسبد .
راست است که حجم قار قار بیشتر است ولی در عوض خاصیت کمتری و نه ، اصلا خاصیت ندارد البته قار قار برای بعضی‌ها خاصیت دارد .
من بی توجه از قار قارها ، نقاشی می‌کشم ، نقاشی از آن کارهاست پوست آدم را می‌کند و تازه طلبکار است. ولی نباید به نقاشی رو داد چون سوار آدم می‌شود. من خیلی‌ها را دیده‌ام که به نقاشی سواری می‌دهند. باید کمی مسلح بود و بعد رفت دنبال نقاشی.
گاه فکر می‌کنم شعر مهربان‌تر است ولی نباید زیاد خوش خیال بود. من خیلی‌ها را شناخته‌ام که از دست شعر به پلیس شکایت کرده‌اند. باید مواظب بود. من شب‌ها شعر می‌خوانم. هنوز ننوشته‌ام خواهم نوشت.